الشيخ الأميني ( مترجم : همدانى )
21
سيرتنا وسنتنا ، سيرة نبينا وسنته ( راه و روش ما راه و روش پيامبر ( ص ) ما است ) ( فارسى )
چه آنها كه شهوديند ، چه آنها كه ملكيند و چه آنها كه ملكوتيند ، زمينى و آسمانى ، نورى و نارى ، جوهرى و عرضى ، فردى و اجتماعى ، شخصى و نوعى ، دنيوى و اخروى ، و خلاصه آنچه كه تصور و تصديق انسان به آن تعلق مىگيرد ، وقتى به محكمهء قضا و دادگاهى كه در نفس آدمى است عرضه شود - اين دادگاه كه در هنگام عرضه هرچيز ، بلادرنگ و بفوريتى كه فهم از درك آن قاصر است ، تشكيل جلسه ميدهد - خواه و ناخواه يكى از دو كار را مىكند ، يا اين استكه بعد از تمام شدن تصوّر و تصديق ، آن مطلب در عدسى قلب ، منعكس مىشود و نسبتى بين قلب و آن شىء برقرار مىگردد و يا آنكه در قلب ، منعكس نشده و قلب از آن اعراض مىكند ، اينست حقيقت حب و بغض . حب و بغض ، همانطور كه در اصل پديد آمدن ، پيرو اسباب و موجباتيست كه منشاء تحقق آنها است ، در شدت و ضعف نيز تابع آن علل است و بموازات آن علل و عوامل محدود مىگردد ، يعنى اگر حب و بغض را بزيادى و كمى و ضعف و شدت توصيف ميكنند باعتبار شدت و ضعف خصوصيات علل و عوامل است . پس در حقيقت ، حب و بغض ، به ميزان علل و اسباب خود ، تقدير و اندازهگيرى مىشود . تنها موجوديكه اصالتا ، قبل از هر چيز ، - از نظر ذات و صفات و افعال - شايستهء محبت است ، همانا خداوند تبارك و تعالى است ، چون هر صفت از صفات جلال و جمالش ، و هر ظهور از مظاهر قدس و هر جلوهاى از تجلّيات و جهش ، و هر يك از نشانههاى روشن عظمت و كبريايش ، و هر دليل از دلائل عواطف رحمت و لطائف احسانش - با اينكه بسيار است - هر كدام به تنهائى قويترين سبب است براى محبتى بىپايان . آرى اسماء خداوند كه هزار اسم ، يا بيشتر است ، و هر كدام از وجود صفتى در مسمّى - ذات احديت - بالمطابقه حكايت كرده ، و بوجود صفات ديگرى هم ضمنا و التزاما اشاره مينمايد ، اين اسمائند كه از هزار و يك ناحيه باعث محبت نسبت به خداوند ميگردند ، بطوريكه هر كدام از آنها كافى است كه آدمى را به بندگى خدا واداشته و دلش را صيد محبت او سازد . به همين جهت خداى تعالى ، اوّليّت و اولويّت در دوستى را دارد ، و اگر در غير او هم